المسعودي ( مترجم : م . ابو القاسم پاينده )

254

التنبيه والإشراف ( فارسي )

عليه و سلم محرم بود تا از حج فراغت يافتند . پيغمبر خدا صلى الله عليه و سلم براى هر دو قربانى كرد و با مردم حج گذاشت و مناسك آنها را وا نمود و رسوم حج را يادشان داد و اعلام كرد كه خون و مالشان بر يك ديگر حرام است و خونهاى سلف ملغى است و اين را حجة الوداع ناميدند كه با مسلمانان وداع كرد و پس از آن حج نكرد . حجة البلاغ نيز ناميدند زيرا وقتى با آنها وداع ميكرد خطبه خواند و در خطبهء خويش فرمود : « بدانيد كه زمان چنان شد كه روزى كه خداوند آسمانها و زمين را خلق كرد بدانگونه بود » . اين سخن دربارهء گذشته و آيندهء زمان نشان بطلان نسىء است كه سابقاً در همين كتاب بتفصيل آورده‌ايم . پس از آن گفت : « خدايا آيا ابلاغ كردم ؟ » و همه گفتند : « بله » گفت : « خدايا شاهد باش » . پيغمبر خدا صلى الله عليه و سلم همهء زنان خويش را با دخترش فاطمه به حج آورده بود . گويند حج افراد كرد و بقولى حج قران كرد . گويند در اين حج كعبه را با حوله‌ها بپوشانيد . ذكر سال يازدهم هجرى كه « سنة الوفاة » است در اين سال پيغمبر خدا صلى الله عليه و سلم عمرو بن عاص را سوى جيفر و عباد جلندى پسران مسعود ازدى دو فرمانرواى عمان فرستاد تا به اسلام دعوتشان كند و آنها مسلمان شدند . در همين سال كار اسود عنسى كذاب كه در يمن دعوى پيغمبرى داشت بالا گرفت . وى عبهلة بن كعب بن حارث بن عمرو بن عبد الله بن سعد بن عنس بن مذحج مالك بن ادد بن زيد بن يشجب بن عريب بن زيد بن كهلان بن سبأ بن يشجب بن يعرب بن قحطان بود . و آغاز كارش از محل معروف به كهف خبان بود . او را ذو الحمار نيز گفتند